كدخبر: ۵۷۲۸۹
تاريخ انتشار: ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۲۰:۴۶
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
کشورهایی که اعتنایی به منافع واشنگتن ندارند
متحدان دردسرساز آمریکا در خاورمیانه
آمریکا میلیاردها دلار به طرق مختلف به متحدانش کمک کرده تا بتواند منافع خود را پیش ببرد، اما نتوانسته از این اهرم برای اقناع آنها به داشتن رفتاری که تضمین کننده منافع آمریکا باشد، استفاده کند.
نویسندگان: جرمی شاپیرو، ریچارد سوکولوسکی

گلایه از رفتار متحدان آمریکا توجیه شده به نظر می رسد. اوباما در مصاحبه اخیر خود با آتلانتیک متحدان آمریکا را «موج سواران مجانی» خواند که برای تامین امنیت خود به آمریکا تکیه کرده اند و حاضر نیستند هزینه آن را متقابلا بپردازند. خبرنگاران با توجه به تحولات اخیر در روابط دو جانبه، ترکیه، مصر و عربستان را سه متحد اصلی می دانند که اوباما به آن ها اشاره داشته است.

اما واقعیت این است که متحدان آمریکا این گونه عمل می کنند، زیرا آمریکا به آن ها اجازه داده که چنین رفتاری داشته باشند. آمریکا میلیارد ها دلار به طرق مختلف به این کشور ها کمک کرده تا بتواند منافع خود را پیش ببرد، اما نتوانسته از این اهرم برای اقناع متحدان خود به داشتن رفتاری که تضمین کننده منافع آمریکا باشد، استفاده کند.

شاید علت این باشد که آمریکا حفظ روابط با متحدان را به یک اولویت تبدیل کرده است و در این میان فراموش کرده که در ابتدا هدف از این روابط چه بوده است. شاید این رویکرد را بتوان میراث دوران جنگ سرد دانست؛ زمانی که بسیار مهم بود که چه کسانی با ما هستند و چه کسانی به بلوک مقابل پیوسته اند. به عبارت دیگر در دوران جنگ سرد صرف ائتلاف بیش از هر چیز دیگری مهم بود. اینکه رفتار این کشور ها در درون جامعه یا منطقه خود چگونه بود، مادامی که متحد ما و عضو بلوک غرب بودند، از اهمیتی برخوردار نبود.

اما جهانی که امروز در آن زندگی می کنیم، به گونه ای دیگر است. در دنیای پیچیده امروز که کشورهای مختلف به دنبال سیاست های متفاوت همکاری جویانه و متعارضانه در موضوعات متنوع هستند، آمریکا باید کمتر روی جلب رضایت متحدان خود تمرکز کند و بیشتر تلاش کند تا آن ها را وادار به رفتاری کند که برای خود مطلوب است.

اوباما اولین رئیس جمهوری نیست که از متحدان آمریکا و رفتار آن ها انتقاد می کند. در واقع، لیست بزرگی از متحدان آمریکا وجود دارد که میلیارد ها دلار از کمک های آمریکا بهره مند شده اند، اما در عمل سیاست هایی را اتخاذ کرده اند که به ضرر منافع آمریکا بوده است.

پاکستان را می توان بهترین نمونه در این زمینه دانست. از سال ۱۹۵۴ دولت پاکستان میلیارد ها دلار از آمریکا دریافت کرده و در مقابل ارتش این کشور این مبالغ را خرج تولید سلاح هسته ای کرده، به گروه های تروریستی پناه داده است که سربازان آمریکایی را در افغانستان می کشتند و مامن القاعده و طالبان شده است.

مصر نمونه ای دیگر است. از ۱۹۷۹ آمریکا میلیارد ها دلار کمک نظامی به مصر اعطا کرده است. این کمک ها بخاطر حمایت مصر از صلح اعراب و اسرائیل به این کشور تعلق گرفته بود، اگرچه شکستن این توافق نیز سودی برای مصر نداشت. فرا تر از این، هدف این بوده است که با برقراری رابطه با نخبگان نظامی مصر، آمریکا بتواند در میان افسران مصری یک نیروی حامی غرب برای اشاعه دموکراسی به وجود بیاورد.

اما در جولای ۲۰۱۳ ارتش مصر حکومت مردمی این کشور را ساقط کرده و از آن زمان تاکنون به شدت همه مخالفان خود را سرکوب نموده است. دیکتاتور فعلی حاکم بر مصر یکی از ژنرال های ارتش مصر است که تحت تعلیم نیروهای آمریکایی بوده، اما وی هیچ تمایلی به دموکراسی و منافع غرب نشان نمی دهد.

عربستان سعودی مثال بعدی است. رژیم عربستان کاملا به ارتش آمریکا، پشتیبانی، برنامه های آموزشی و کمک های اطلاعاتی آن وابسته است. عربستان هیچ آلترناتیوی مقابل چتر حمایتی آمریکا ندارد و رهبران آن به خوبی از این نکته آگاهی دارند. با این همه، سعودی نیز به کرات علیه منافع آمریکا در منطقه اقدام کرده است؛ تلاش برای بر هم زدن توافق هسته ای با ایران، حمایت مالی از افراط گرایان در منطقه و تضعیف تلاش های آمریکا در مذاکرات پایان دادن به جنگ سوریه از جمله اقدامات عربستان بوده است.

بنابراین سوالی که مطرح می شود این است که چرا همه دولت ها علی رغم دیدن چنین رفتارهایی از متحدان خود، به کمک به آن ها ادامه می دهند؟

لابی های داخلی و نفوذ بخش هایی قدرتمند مانند صنعت دفاعی آمریکا بدون شک نقش موثری در این ادامه رویکرد حمایت از متحدان قدیمی بازی می کنند. این موضوع به ویژه در مورد مصر و عربستان که میلیارد ها دلار صرف خرید تسلیحات از آمریکا می کنند، صادق است.

اما توجیه بالا نمی تواند تداوم حمایت از متحدی مانند ترکیه، یا رفتار وزارت خارجه را در حمایت از این متحدان توضیح دهد.

بهترین توضیحی که می توان ارائه داد این است که فضای جنگ سرد میراثی را در دستگاه سیاستگذاری خارجی آمریکا به وجود آورد که هم اکنون در آن نهادینه شده است. آن میراث مدیریت اتحاد و ائتلاف بود.

در دوران جنگ سرد و بر اساس رقابت ایدئولوژیکی، ژئوپلتیکی و نظامی حاکم میان شوروی و واشنگتن، آمریکا کشور ها را در دو دسته «با ما» یا «علیه ما» تقسیم بندی می کرد. در همین راستا الگوی برخورد با این دو دسته کشور نیز متفاوت بود؛ حمایت مالی از متحدان، در ازای همراهی آن ها با آمریکا در مخالفت با شوروی و کمونیسم و منزوی کردن و تحت فشار قرار دادن کشورهایی حامی اتحاد جماهیر شوروی.

اما در دوران جدید اکثر کشور ها نه دشمن و نه دوست آمریکا محسوب می شوند. آمریکا با عربستان برای حفظ ثبات در بازار نفت همکاری می کرد و این نقش اصلی عربستان بود، اما هم اکنون مشاهده می شود که این کشور به اسپانسر افراط گرایی در جهان تبدیل شده است. مصر قرار بود حامی برقراری توافق صلح بین اسرائیل و فلسطین باشد، اما هم اکنون به اعدام نیروهایی می پردازد که عضو سازمان های مردم نهاد مورد حمایت آمریکا بودند. قطر به وضوح سیاست آمریکا در لیبی و سوریه را تضعیف می کند.

به نظر می رسد که روابط دوجانبه با متحدان هم اکنون ترکیبی از همکاری و تعارض شده است و دلیل آن را می توان در یک نکته جستجو کرد؛ منافع آمریکا و این متحدان دیگر مثل سابق لزوما هم جهت نیست. با اینکه در بعضی زمینه ها هنوز سازگاری منافع وجود دارد، اما در پاره ای از موضوعات نیز تقابل منافع قابل رویت است.

منبع: اندیشکده بروکینگز /دیپلماسی ایرانی
نظرات کاربران:
* نام:
ايميل:
* نظر: